سلام می کنم به همه کسایی که تو این مدتی که از عمر وبلاگ من می گذره به از اینجا بازدید کردن. توی این چند روزی که نبودم (نیست که شما شب و روزتون پای این وبلاگ می گذره) یه محموله رویایی (فکر بد نکنید) ار طرف یکی از دوستام به دستم رسید که چند وقته دارم باهاش زندگی می کنم. این محموله شامل 32 تا فیلم از خدایگان سینمای وحشت، “آلفرد هیچکاک” میشه که بدجوری منو مشغول خودش کرده. شاید پیش خودتون بگید که مگه چندتا فیلم داره که 32 تاش رسیده دست تو؟ جونم براتون بگه … این کارگردان 64 فیلم کارگردانی کرده که چند تاییش هم مربوط به دوران صامت سینما میشه که البته توی فیلمای من فقط یکیش مربوط به اون دورانه.
حالا بازم ممکنه یه وقتی این فکر به ذهنتون برسه که “خب! حالا اینا رو میگی که چی بشه؟ می خوای بگی تو هم فیلم داری؟ ندید بدید”
منم که کم نمیارم در اینجور مواقع میگم که آره، برای اینکه دلتون بیشتر از اینم آب بشه قراره یه پکیج از فیلمای “گرتا گاربو” با امضای خودش دستم برسه! (جدی میگم ولی دوست ندارید باور نکنید)
توی این چند روزی که وبلاگ رو درست کردم بیشتر سعی کردم که فیلمای جدید و اونایی که هنوز اکران نشده رو براتون معرفی و تحلیل کنم. فیلمای موندگار تاریخ سینما رو هم در نظر دارم، اما چون می خوام یه چیز کامل تحویل بدم، زیاد عجله نمی کنم (اصرار نکنید چون امکانش نیست! نه، اصلا نمیشه). اما دوست ندارم وبلاگم یه وبلاگ صرفا سینمایی باشه و دوست دارم مطالبی غیر از دنیای سینما هم بنویسم. روی همین حساب خودم یه فکرایی کردم که به موقعش به اطلاع می رسونم.
کار ترجمه فیلم رو خیلی دوست دارم. اصولا فکر می کنم که وقتی فیلمی ترجمه می کنی بیشتر میشه فیلم رو درک کرد، حالا از هر جنبه ای که بهش نگاه کنی. شاید یکی از دلایلش این باشه که هر صحنه رو چندین بار می بینی و با اینکار به جزئیاتی از فیلم پی می بری که در صورت دیدن یکباره فیلم، هیچ وقت نمی تونستی اونا رو درک کنی. مثلا خود من فیلم “رستگاری در شاوشنک” رو که ترجمه کردم حدود 30 دفعه ای نگاش کردم و تقریبا 20 روز روی ترجمه اش وقت گذاشتم. در ضمن این رو هم بگم که قصد دارم ترجمه یه سری از فیلم هام رو برای استفاده تون بذارم.
در مورد مطالب هم مطمئن باشید که نظر شما خیلی مهمه و امیدوارم بتونم با پیشنهاداتتون کیفیت وبلاگم رو بیشتر کنم.
فعلا!